دبیرستان پسرانه غیردولتی اعتماد (دوره اول) آموزش پرورش ناحیه 5 استان اصفهان

 

منشور دبیرستان پسرانه اعتماد


ایجاد محیط مبتنی بر روابط سالم و دوطرفه بین دبیران، کادر آموزشی - انضباطی و تربیتی با دانش آموزان و اولیا محترم

احترام متقابل بین اولیا و دانش آموزان و ارزش نهادن به پیشنهادات منطقی و معقول آنان

از بین بردن دغدغه خاطر اولیا از نظر امور آموزشی و اخلاقی

ایجاد زمینه برای شکوفایی استعدادهای دانش آموزان

ایجاد محیطی تربیتی و مناسب جهت رشد و بالندگی

 

8 مهر ، روز بزرگداشت مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی در ششم ربیع‌الاول سال ۶۰۴ هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود. مولوی از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده شده‌ است.

 

تاریخچه روز بزرگداشت مولوی

۸ مهر، سالگرد تولد «مولانا جلال‌الدین بلخی» و روز بزرگداشت او در سالی است که بنام سال جهانی مولانا در یونسکو به ثبت رسیده است. یونسکو با پیشنهاد ترکیه سال ۲۰۰۷ را سال جهانی مولانا نامیده‌است. در این سال تمبر مولانا با نمایی از استاد بهزاد در آمریکا منتشر شد. ترکیه در برنامه‌هایی که به مناسبت سال جهانی مولانا برگزار کرده‌است، تلاش کرده‌است که مولانا را به عنوان یک چهره ترک مطرح کند و به جای مولانا از نام «رومی» استفاده کند و این در صورتی است که وی به قول دکتر میرجلال‌الدین کزازی، مولانا پژوه شناخته‌شده، حتی یک بیت شعر هم به ترکی نسروده و زاده بلخ است. از سوی دیگر تاجیک‌ها نیز داعیه این را دارند که مولوی را از مشاهیر خود ثبت کنند و استدلال می‌کنند که مولوی زاده تاجیکستان است. به هر حال مولوی در مثنوی معنوی سفارش به سخن گفتن با زبان پارسی کرده‌است: پارسی گو گرچه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است.

مولانا عارف و شاعر بزرگ ایرانی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ یا وخش - ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) از مشهورترین شاعران فارسی‌زبان ایرانی‌تبار است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

مولانا، پیوند دهندهٔ ملت‌ها


مولوی خود زادهٔ بلخ یا وخش بود در خراسان بزرگ (که اکنون بخش‌هایی از آن واقع در افغانستان و تاجیکستان است)، و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم (واقع در ترکیهٔ امروزی) می‌زیست. با آنکه آثار مولوی به عموم جهانیان تعلق دارد، ولی ایرانیان و پارسی زبانان بهرهٔ خود را از او بیشتر می‌دانند، چرا که آثار او به زبان پارسی سروده شده، و از محیط فرهنگ ایرانی بیشترین تاثیر را پذیرفته‌است. داستانهای مثنوی عموما با فرهنگ ایران آن روزگار منطبق بوده‌است

آثار مولانا تأثیر زیادی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشته‌است. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقه صوفی‌گری مربوط به او از ناحیه قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است.برخی مولوی‌شناسان (ازجمله عبدالحسین زرین‌کوب) برآنند که در دوران مولوی، زبان مردم کوچه و بازار قونیه، زبان فارسی بوده‌است.

مولانا در ۳۷ سالگی عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و مردم از وجودش بهره‌مند بودند تا اینکه شمس‌الدین محمد بن ملک داد تبریزی روز شنبه ۲۶ جمادی‌الاخر ۶۴۲ نزد مولانا رفت و مولانا شیفته او شد. در این ملاقات کوتاه وی دوره پرشوری را آغاز کرد.
در این ۳۰ سال مولانا آثاری برجای گذاشت که از عالی‌ترین نتایج اندیشه بشری است و مولانا حال خود را چنین وصف می‌کند:

زاهد بودم ترانه گویم کردی      سر حلقهٔ بزم و باده جویم کردی
سجاده نشین با وقاری بودم     بازیچهٔ کودکان کویم کردی

دیدار مولانا با شمس

شمس در حدود سال ۶۴۲ هجری قمری به مولانا پیوست و چنان او را شیفته کرد، که درس و وعظ را کنار گذاشت و به شعر و ترانه و دف و سماع پرداخت و از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد و به سرودن اشعار پر شور عرفانی پرداخت. کسی نمی‌داند شمس به مولانا چه گفت و آموخت که دگرگونش کرد؛ اما واضح است که شمس عالم و جهاندیده بود و برخی به خطا گمان کرده‌اند که او از حیث دانش و فن بی‌بهره بوده‌است که نوشته‌هایش او بهترین گواه بر دانش گسترده‌اش در ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است. 

درگذشت مولانا

مولانا، پس از مدت‌ها بیماری در پی تبی سوزان در غروب یکشنبه ۵ جمادی الآخر ۶۷۲ هجری قمری درگذشت.  آرامگاه مولوی در قونیه ترکیه می باشد. در آن روز پرسوز، قونیه در یخ‌بندان بود. سیل پرخروش مردم، پیر و جوان، مسلمان و گبر، مسیحی و یهودی همگی در این ماتم شرکت داشتند. افلاکی می‌گوید: «بسی مستکبران و منکران که آن روز، زنّار بریدند و ایمان آوردند.» و ۴۰ شبانه روز این عزا و سوگ بر پا بود:

بعد چل روز سوی خانه شدند     همه مشغول این فسانه شدند
روز و شب بود گفتشان همه این   که شد آن گنج زیر خاک دفین

نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*
مشاهده لیست تمام مطالب...